| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 12 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 9 |
گناباد
موقیعت جغرافیایی
موقعیت جغرافیایی گناباد با مساحتی حدود 10287 کیلومتر مربع از نظر موقعیت جغرافیایی 34 درجه و 21 دقیقه قرار دارد و شهرستانهای همجوار این شهرستان در شمال تربت حیدریه و کاشمر، مغرب فردوس، مشرق آن خواف و در جنوب قائن قرار است. ارتفاع متوسط این ناحیه از سطح دریای آزاد 1105 متر است. مرکز آن گناباد در 300 کیلومتری مشهد می باشد. و براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای سه بخش به نام های مرکزی، کاخک و بجستان هفت دهستان و 224 آبادی دارای سکنه است.
Geographical Situation
Gonabad town with an area about 105801 Km2 is located in 58°,4l’ ongitude and 34° , 21’ latitude. The neighboring towns are Torbat Heydarieh and Kashmar in the north, Ferdows in the west and Khaf in the east and Ghae’n in the south. The average height of this area from the open sea level is 1105 meters. tts center, Gonabad is 300 kilometers away from Mashhad and according to the last divisions of the country; it has 3 districts called central, Kakhk and Bajistan— 7 rural districts and 224 residential villages.
پیشینهی تاریخی
شواهد بر جای مانده از جمله اتلال و محوطه های باستانی نشان از استقرار و زندگی انسان از دوران پیش از تاریخ در این ناحیه دارد. بنابراین گناباد از جمله شهرهای کهن ایران زمین است که به دلیل قرار گرفتن در منطقه ای سوقالجیشی مورد توجه حکمرانان در دوره هخامنشی نیز بوده است. قنات گناباد که برخی احداث آن را به بهمن پسر اسفندیار پسر گشتاسب پسر لهراسب نسبت می دهند، نشان از آبادانی و رونق این ناحیه در ادوار دیرین دارد. از سوی دیگر در روایات شاهنامه نیز گناباد عرصه جنگ و حماسه در دوره اساطیری بوده است و از برخی مناطق آن نیز در این اثر حماسی نامبرده شده است. این شهر در صدر اسلام با نام جنابد به تمدن کهن راه یافته وبه استناد نوشته های تاریخ نگاران و جغرافی نویسان از اعتبار و اهمیت خاصی برخوردار بوده است.
Historical Background
Remain evidences such as hills and ancient yards show the prehistorically human establishment and social life in this area. Therefore Gonabad is among the ancient Iranian towns that were cherished by the Achaemenian govemors, for it was located in the strategic ways. The Subterranean canal of Gonabad which is attributed to Bahman, the son of Esfandyar who is the son of Lohrasb, by some people is a sign of flourishing condition in this area in the ancient periods. Also Gonabad has been a battle field in the mythical dynasty in Shah-Nameh and tome of its districts are mentioned in this epic. This town was called Jonabad in early lalam and according to the historians and geographer’s notes, it enjoyed a special importance and honor.
قنات قصبه گناباد
قنات قصبه گناباد به عنوان یکی از پدیده های شگفت انگیز دست ساخته انسان در طول تاریخ و نمادی از هم نوایی بشر با طبیعت توجه بسیاری از مورخان و پژوهشگران را به خود جلب کرده است. این قنات از میانه اراضی کوی شرقی گناباد از محلی معروف به «برج علی ضامن» در داخل رسوب های ریز دانه آغاز شده و از هفت کانات متصل به هم شکل گرفته است. بر اساس آخرین مطالعات طول این قنات 33113 متر و تعداد چاه های آن متجاوز از 470 حلقه و عمق مادر چاه آن نیز حدودا 280 تا 300 متر است. ناصر خسرو قبادیانی نخستین کسی است که در سفر نامه اش به توصیف این قنات پرداخته و عمق چاه آنرا 700 گز و طول آن را چهار فرسنگ ذکر نموده است و آنرا نیز به کیخسرو نسبت داده است. ظاهرا وی از کنار طولانی ترین رشته انشعابی این قنات به نام دولاب نو عبور کرده است. فضای داخلی قنات دارای کانالها و تونلهای اعجاب انگیزی است که با بررسی های انجام یافته بر روی آن حفره هایی مشخص شده، ظاهرا این قسمتها برای قرار دادن چراغ و پینه سوز و وسایل روشنایی به کار می رفته است. در حال حاضر میزان آبدهی این قنات 150 لیتر در ثانیه است. این پدیده می تواند با ارائه طرح مناسب به مکان توریستی بسیار جذاب و دیدنی تبدیل شود. قطعه سفال های پراکنده در اطراف دهانه چاه حاکلی از این است که رشته قصبه در واقع کانال اولیه اصلی قنات گناباد بوده که در زمان هخامنشیان حفر شده و در پی آن رشته های دیگر در مواقع خشکسالی ایجاده شده است.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 285 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 33 |
طبیعت همیشه از افراط و تفریط بشر آسیب دیده است . از یک طرف خبرهایی حاکی از سوراخ شدن لایه ازن و خطر اشعه های مضر فرابنفش خورشیدی می شنویم و همه جا سعی می کنیم از موادی استفاده نکنیم که لایه ازن را بیش از پیش نازکترمی کنند، از سوی دیگر وسایل و دستگاه هایی می سازیم که همین گاز ازن را به عنوان آلاینده ای به محیط زیست ما وارد می کنند. دستگاه های تصفیه استخرها و ضدعفونی کننده های میوه و سبزی ها از این دست هستند؛ البته ازن در طبیعت هم تولید می شود و در صورتی که ما در آن دستکاری نکرده باشیم توازنی برقرارمی کند؛ اما هیچ نقطه ای از سیر طبیعی حیات را سراغ نداریم که انسانی در آن دستکاری نکرده باشد. ازن گازی فعال است که قابلیت ترکیب بالایی دارد. بد نیست با هم مروری بر آخرین تحقیقات محققان در زمینه خساراتی که ازن (از نوع زیان آورش ) بر طبیعت وارد می کند، داشته باشیم.
این روزها آلودگی هوا فقط در حد یک حرف و صحبت نیست ، فقط کافی است سرتان را از پنجره بیرون ببرید و به وخامت اوضاع آگاه شوید؛ هرچند بارش های پراکنده در روزهای بهاری کمی از حال و هوای آلوده شهرها کم می کند، اما آلاینده ها و آلودگی به جای خود باقی است . صنعتی شدن زندگی بشر، اگرچه دستاوردهای زیادی برای او داشته ، اما به موازات این پیشرفت ها، اثرات ناخواسته ای هم بر زندگی انسان گذاشته است.
برای آلودگی ، تعاریف متفاوت و زیادی ارائه شده است از جمله این که آلوده کننده های هوا ترکیباتی هستند که می توانند به گیاهان ، جانوران و انسان و حتی آثار تاریخی که در معرض هوا قرار دارند، صدمه وارد کنند. هوا هنگامی آلوده محسوب می شود که کاربردهای طبیعی آن دچار اختلال شود؛ اما گروهی از محققان هم آلودگی هوا را یک بیماری اجتماعی می دانند که از فعالیت های انسان ناشی می شود و اثرات زیان آوری بر سلامت و رفاه خود او دارد. موادی که وارد اتمسفر
می شوند، شامل مواد طبیعی و مواد مصنوعی ساخته انسان هستند.
مواد طبیعی که هوا را آلوده می کنند عبارتند از: مواد حاصل از فعالیت های آتشفشانی ، سوزاندن بقایای گیاهی ، فرآیندهای متابولیکی و تجزیه ای که به وسیله میکروارگانیزم ها در خاک صورت می گیرد و ذرات معلق گرد و غبار در هوا مانند گرده گیاهان ؛ اما آلاینده های مصنوعی هم شامل آلاینده های اولیه (هیدروکربن ها و...) و آلاینده های معدنی اولیه (دی اکسیدکربن ، منواکسید کربن و دی اکسید گوگرد و...) هستند. آلاینده های معدنی خود منشاء تولید یک سری آلاینده ها مثل ازن ، پراکسید هیدروژن ، اسیدنیتریک و ... هستند. غلظت ازن در هوای پاک بین 20تا 50پی پی ام است ، اما اگر این مقدار به 100پی پی ام برسد عامل تنش بر گیاهان و جانداران خواهد بود.
انواع ازن
شاید بسیاری از ما ندانیم که دو نوع ازن در طبیعت وجود دارد. نوع اول ، معروف به ازن خوب ، به لایه استراتوسفر مربوط می شود و از ورود اشعه مضر ماورائ بنفش خورشید به جو زمین جلوگیری می کند. در این لایه فتون های پر انرژی نور خورشید با تجزیه مولکول های اکسیژن به اتم های اکسیژن و ترکیب مجدد آنها سبب تولید ازن می شوند. بیشترین مقدار این ازن در همین لایه باقی می ماند و مقدار کمی از آن هم در اثر تغییرات اتمسفر به لایه تروپوسفر وارد می شود اما ازن بد در لایه تروپوسفر جو قرار دارد و حاصل واکنش های فتوشیمیایی روی دی اکسید نیتروژن است . به این ترتیب که مولکول های دی اکسید نیتروژن در اثر نور خورشید به مولکول های منواکسید نیتروژن و اتم های اکسیژن تجزیه می شوند.
اتم های اکسیژن تولیدشده با مولکول های اکسیژن موجود در جو ترکیب شده و ازن تولید می کنند. از طرف دیگر مقداری از ازن تولیدشده دوباره با منواکسید نیتروژن ترکیب شده و تولید دی اکسید نیتروژن و مولکول های اکسیژن می کند و این سبب ادامه چرخه تولید ازن می شود. از سوی دیگر رادیکال های آزاد پراکسی هم می توانند با منواکسید نیتروژن موجود در جو واکنش نشان داده و تولید دی اکسید نیتروژن و رادیکال آزاد آلکوکسی کنند که دی اکسید نیتروژن تولیدی می تواند به عنوان مداده اولیه تولید ازن در چرخه بالا به کار رود. علاوه بر این رادیکال های آزاد پروکسی مانند هم می توانند با مولکول های اکسیژن ترکیب شده و در اثر انرژی نورانی خورشید ازن تولید کنند.
چطور این گازها خطرناک می شوند؟
بعد از تشکیل ازن در هوا، این ترکیب به عنوان یک رادیکال آزاد، آغازگر عمل می کند و با ترکیبات آلی فرار، ترکیب شده و تولید رادیکال های پروکسی و آلکوکسی می کند. رادیکال های پروکسی می توانند در برابر نور خورشید با NO2ترکیب شده و پراکسی استیل نیترات ، پراکسید هیدروژن و آلادهید اسید تولید کنند. این مواد شیمیایی میل ترکیبی بالایی با سیستم های بیولوژیک دارند و به همین دلیل اساس بسیاری از اثرات زیان آور آلاینده های هوا روی انسان و گیاهان هستند.
ازن با درختان چه می کند؟
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 126 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 54 |
کوهنوردى و خطرات کوهستان
ورزش کوهنوردى، با خطر همراه است، معمولاً بخشى از هر کتاب آموزش کوهنوردى، اختصاص به شناخت خطرهاى کوهستان و راه هاى مقابله با آن دارد. همچنین، در بیشتر شماره هاى هر مجله کوهنوردى، اخبارى از حادثه هاى مرگبار یا دردناک به چشم مى خورد. و در صفحه شناسنامه بسیارى از نشریات کوهنوردى، (و برگه هاى درخواست عضویت باشگاه هاى کوهنوردى و بروشورهاى همراه وسایل کوهنوردى) به «خطرهاى ذاتى» این فعالیت به صراحت اشاره شده و از خواننده خواسته شده که مسئولیت عواقب ناشى از حادثه هاى کوهستان را شخصاً بپذیرد.
سازمانهاى جهانى که فعالیتشان مرتبط با کوهپیمایى است، به این ویژگى اشاره دارند، براى مثال در مجموعه رهنمودهایى که اتحادیه جهانى حفاظت (IUCN) در زمینه نگهدارى و استفاده از مناطق کوهستانى ارائه داده است، در چند مورد به خطرهاى محیط هاى کوهستانى اشاره شده است: «رهنمود ۱۴۲- مخاطرات به طور سرشتى بخشى از تجربه کوهستان به شمار مى روند، باید آن را پذیرفت و به رسمیت شناخت. نباید هراس داشت، اما به وسیله احتیاط مستمر و درونى شده مى توان هراس را دست آموز و مهار کرد، مخاطرات را پشت سر گذاشت یا با آن روبه رو نشد و از کوهستان لذت برد. کوهستان هیچگونه بى احتیاطى را بر نمى تابد. » لازم به یادآورى است که آن درجه از «احتیاط مستمر» که بتوان با آن به کلى از خطر کوهستان دور شد، عملاً دست نیافتنى است و با کوهنوردى هاى نوآورانه و دشوار، قابل جمع نیست. بیان واقع بینانه خطرهاى کوهنوردى را مى توان در یکى از بندهاى «بیانیه تیرول» دید که توسط کریس بانینگتون، کوهنورد پرسابقه در کنگره آینده ورزش هاى کوهستانى در اینسبروگ اتریش (۸ سپتامبر ۲۰۰۲) خطاب به کوهنوردان خوانده شد، و مورد قبول بیش از یک صد کارشناس و کوهنورد و سنگ نورد برجسته جهان قرار گرفت: «مسئولیت خطر کردن ها (risks) را بپذیرید.»
بررسى هاى آمارى بسیارى در زمینه خطرهاى کوهنوردى انجام شده است. فقط براى ارائه یک نمونه، مى توان یادآور شد که از میان ۲۱۲ نفر کوهنورد که از ایران در قالب تیم هاى اعزامى فدراسیون از۱۳۵۲ تا ۱۳۸۲ به کوه هاى بلند جهان (هیمالایا، قراقوروم، تیان شان، پامیر) رفته اند، پنج نفر در کوه کشته شده اند (مرحومان عبدالله عزیزى، حسین حراستى، جلال فروزان در برنامه هایى به جز برنامه هاى فدراسیون، محمد داودى در یک برنامه فدراسیون در داخل کشور، محمد اوراز در یک برنامه برون مرزى فدراسیون). این میزان خطر (نزدیک به ۵/۲ درصد)، نشان دهنده میزان ریسکى است که کوهنوردان جدى و پرکار، کم و بیش با آن مواجه اند. البته کوهنوردى عمومى، نسبت به کوهنوردى در کوه هاى بلند جهان، خطر بسیار کمترى دارد، به طورى که شاید بتوان گفت خطر آن از خطر رانندگى حرفه اى و حتى غیرحرفه اى در ایران کمتر است.
در کوهنوردی خطرات به دو دسته تقسیم می شوند:
خطرات پیرامونی (OBJECTIVE HAZARDS)
و خطرات شخصی (SUBJECTIVE HAZARDS).
اصولا برای بررسی و تحلیل یک حادثه کوهنوردی ابتدا سعی می کنند در سطح کلان مشخص شود ین حادثه جزو کدام دسته است بعد به بررسی های فاکتور های آن می پردازند . اجازه بدهید مثالی بزنم : فرضا مرگ یک کوهنورد در بهمن. درست است که بهمن جزو خطرات پیرامونی است ولی اگر آن کوهنورد می دانسته که آن شیب بهمن خیز است بارش برف هم انجام شده اما باز قصد عبور از بهمن را داشته باشد. علت اصلی اتفاق جزو خطرات شخصی طبقه بندی و بعد بنا به معیار هی مربوطه تحلیل می شود. بعنوان نمونه گزارشات آلپاین کلوب آمریکا ACC و یا اتحادیه کوهنوران انگلیس The BMC نمونه های مشخصی از این شیوه بشمار می یند. اگر از هیاهوی خبری و رسانه ای در ین باره بگذریم و واقع بین تر به این فاجعه نگاه کنیم یا این فاجعه بخاطر اشتباهات فردی یا گروهی فنی رخ داده؟
تمام آموزش ها، تمام کلاسها و تمام تجارب برای ایجاد یک حاشیه ایمنی بین ما و این خطرات است. اما هیچ آموزشی و هیچ پیشگیریی نمی تواند محافظ صد در صدی در برابر این خطرات باشد. بنظر من درگذشتگان این فاجعه بسیار بد شانس بودند. در بدترین زمان در بدترین مکان حضور داشتند.
همه ما بهمنی را به امید نریختن آن بریده یم و به گیره ی سست آویزان شده یم . این همان بخش جذاب و غیر قابل پیش بینی کوهنوردی است که باید برای عموم برای جامعه شکافته شود.اگر سال دیگر نه اصلا ماه دیگر یک تیم قصد پیمایش این دره را بنماید . اگر سابقه عبور از این دره را دشته باشد اگر سابقه چند بار عبور در باران را هم در کارنامه خود داشته باشد اگر بهترین ابزار و لوازم را با خود ببرد و به سلامت از دره بیرون بیاید . می توانیم بگوییم:ببینید کار این تیم درست بود.
خطر سرما و گرما در کوهستان
حقایقی درباره سرما از فیزیک:: سرما ما را سرد و گرما ما را گرم می کند، درست، اگر قرار بود ما تمام عمرمان را در یک محیط گرم و نرم باشیم همین سطح از اطلاعات برایمان کافی بود. اما برای کوهنوردی اطلاعات بیشتری نیاز است. برای عموم مردم این موضوع جا افتاده است که اگر در هوای آزاد باشند و احساس سرما کنند و در همان حین باد بوزد آنها احساس سرمای بیشتری را خواهند کرد اما دلیل این موضوع چیزی است که برایشان اهمیت ندارد. اما پاسخ آن برای ما اهمیت زیادی دارد. دلایل علمی که در پشت این مطلب قرار دارد برای ما بسیار راهگشا خواهد بود. ما بدنبال یافتن دلایل علمی لرزییدن، احساس گرما و سرما هستیم. برای ما جزییات اهمیت دارد. هر چقدر که این جزییات را بدانیم احتمال صعود موفق خود را افزایش داده ایم. پس بیا یید با جزییات شروع کنیم. با اتمها.
حرکت اتمها :: هر اتمی محتوی انرژی است. اتمها حرکت می کنند و هر چقدر پرانرژی تر باشند با سرعت بیشتری حرکت می کنند. این حرکت با گرما اندازه گیری می شود. پس حرکت سریعتر نشانه گرمای بیشتر است. قانونی هست که می گوید: انرژی همواره بدنبال تعادل یافتن است. اما این تعادل با انتقال انرژی از سطح بالاتر به سطح پایینتر شکل می گیرد.و به عبارت دیگر از گرما به سرما. اتفاقی که می افتد آن است که در هنگام برخورد اتمها به یکدیگر انرژی از اتمهای پر انرژی به اتمهای کم انرژی منتقل می شود. در این راه بخشی از گرما به اتم های کم انرژی منتقل می شود و به این شکل تعادل برقرار می شود. حالا می توان گفت که گرما وجود انرژی و سرما نبود انرژی است. حرکت اتمها در دمای °C 273.15 – یا در 0° درجه کلوین متوقف می شود. دمای بخشهای درونی (Core) بدن ما 37°C و دمای لایه بیرونی آن 34°C است. به علت این اختلاف دما (گرادیان حراراتی)، حرارت هسته بدن به سمت لایه بیرونی منتقل می شود و حرارت (انرژی) از سطح پوست بدن به محیط منتقل می گردد. بسته به نوع پوشش، بخشی این حرارت از لباسها عبور کرده و به اتمسفر وارد می شود. این فرآیند، انتقال حرارت به طریقه هدایت (conduction) نامیده می شود.
تعادل حرارتی:: این انتقال انرژی (هدایت) ادامه دارد تا زمانیکه سطح انرژی در هر دو ماده برابر شود. این فرآیند تعادل حرارتی، نامیده می شود. درک مفهوم آن برای شما بسیار ضروری است، چرا که در کوهستان ادامه حیات شما به آن بستگی دارد. اگر قدری یخ را درکف دستتان قرار دهید فرایند انتقال انرژی آغاز می شود و تا برقراری تعادل حرارتی ادامه خواهد داشت. شما احساس سرما می کنید نه به این خاطر که سرما توسط اتمهای پوستتان جذب شده، بلکه به این دلیل که انرژی اتمهای دست شما به اتمهای یخ منتقل شده است. انتقال انرژی تا زمانی که دمای مولکولهای یخ به34°C برسد و با دمای پوست شما برابر شود ادامه دارد. به این دلیل که میزان انرژی بدن شما بسیار بیشتر از تقاضای یخ برای رسیدن به 34°C است بدن شما این جنگ را می برد و یخ ذوب می شود. برعکس اگر شما برهنه در یک یخچال طبیعی قرار بگیرید این بدن شماست که بازنده این جنگ خواهد بود. پس ادامه حیات بدن ما بسته به این جنگ ایجاد تعادل حرارتی بین بدن و محیط اطراف است. ما در این جنگ همواره بازنده خواهیم بود اما خوشبختانه این امکان را داریم تا خودمان را با غذا (انرژی) و تجهیزات مجهز کنیم و جنگ را ادامه دهیم. زمانی که فرآیند تجهیز به هر دلیل متوقف شود ما قربانی این تعادل حراراتی خواهیم بود.
حقایقی در مورد سرما و بیولوژی بدن :: همانطور که اکثر کوهنوردان می دانند، دمای مناسب برای متابولیسم (سوخت و ساز) بدن 37°C است. این درجه حرارات باید برای انجام منظم فعالیتهای حیاتی در هسته (Core) بدن مانند قلب، شش ها، مغز ثابت باشد. لایه بیرونی این هسته از پوست با ضخامت 1.65 میلیمتر تشکیل شده است. پوست بدن مساحتی حدود 1.8 متر مربع را پوشش می دهد و وظیفه مهم آن که درجه حراراتی حدود 34°C دارد، کاهش انتقال حرارات بخش درونی بدن به اتمسفر است. اولین علائم تغییر درجه حرارت بخش درونی بدن لرزیدن و جمع شدن (پوست مرغی شدن) پوست بدن است. لرزیدن تلاش بدن برای ایجاد گرما با منبسط و منقبظ کردن عضلات و ایجاد اصطکاک بین آنها است. و جمع شدن پوست تلاش بدن برای راست شدن موهای سطح پوست و ایجاد یک فضای خالی برای گرم شدن بیشتر است. اگر این کاهش دمای بخشهای درونی بدن ادامه یابد، بدن گردش خون را محدود می سازد تا اتلاف حرارات را از طریق سیستم خون رسانی کاهش دهد. مثل عقب نشینی های نظامی بدن نیز برای حفظ مغز و مرکز فرماندهی، انگشتان دست و پا و حتی خود دست و پا را قربانی می کند و با کاهش خون رسانی به آنها سعی در حفظ سطح فعالیتهای حیاتی بدن دارد. سرما زدگی عموما در این مرحله اتفاق می افتد.
در این شرایط بدن شما هورمونهای شیمیایی نیز ترشح می کند. تروکسین که باعث افزایش میزان متابولیسم بدن شده و آدرنالین که فشار خون را افزیش می دهد و سرعت تبدیل کلیکوژن به گلوکز و چربیها به اسید های چرب را افزایش می دهد. اگر تمام این کارها فایده ای نداشت و دمای دورن بدنتان 2°C کاهش یافت در این شرایط شما اثرات سرمازدگی را احساس خواهید کرد. سطح هوشیاری شما کاهش یافته، گیج و بیحال خواهید شد. در این شرایط اگر در موقعیت مناسبی قرار نداشته باشید و کمکهای اولیهه مناسب دریافت نکنید احتمال اینکه آسیب بیشتری ببنید وجود دارد. با توجه به کاهش سطح هوشیاری، نقش همنوردان شما در درک علائم اولیه سرمازدگی و نجات شما بسیار مهم است. اگر کاهش دما همچنان ادامه یابد، عضلات، دست از فعالیت خواهند کشید و کنترل کننده های حرارت داخلی بدن مثل هیپوتالاموس نیز متوقف می شوند. در این شرایط شانس زنده ماندن شما به حداقل می رسد. با کاهش دمای بخشهای داخلی بدن به میزان 5°C بدن دچار سرمازدگی شدید خواهد شد و بلافاصله مرگ در پی آن به سراغ فرد می آید. اگر تجهیزات لازم و داروهای مناسب محیا باشد می توان افراد سرمازده ای را که درجه حرارات بدن آنها به کمتر از 15°C نیز رسیده است نجات داد اما در کوهستان امکان امداد و نجات در این موارد و حتی کمتر از آن عملا غیر ممکن است.
فهرست
عنوان صفحه
کوه نوردی و خطرات کوهستان 1
خطر گرما وسرما در کوهستان 4
خطرات صاعقه در کوهستان 9
بهمن 11
بلاهای ممکن دیگر در کوهنوردی 20
کوه گرفتگی یا ارتفاع زدگی 21
بیماری کوه گرفتگی 21
پیشگیری از ارتفاع زدگی 29
سقوط در کوهستان 31
راههای جلوگیری از سقوط 32
خطر مه در کوهستان 33
کولاک در کوهستان 34
تغذیه در کوهستان 35
تجهیزات کوهنوردی 37
لایه بندی لباسها 38
مسئولیت حوادث کوهنوردی 50
منابع 52
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 35 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
مشخصات عمومی:
کشور ترکیه در نیمکرهی شمالی و نقطهی تلاقی در قارهی مهم آسیا و اروپا مکانیابی شده است. و همانطور که میدانیم این کشور در جنوب شرقی اروپا و غرب آسیای میانه واقع شده است و بین مدار 35 درجه و َ50 دقیقهای و 42 درجه و 6 دقیقه عرض شمالی و 35 درجه و 50 دقیقهای 44 درجه و 48 دقیقه طول شرقی نصفالنهار گرینویچ قرار گرفته است. موقعیت جغرافیایی ترکیه باعث شده است، حالت پلی بین دو قاره آسیا و اروپا باشد و این کشور بوسیلهی گذرگاههای سفر و دارد انل از اروپا جدا میشود. ترکیه از معدود کشورهایی است که موقعیت ویژهی ژئوپلیتیکی آن موجب شده است که حداقل طی نیم قرن اخیر یکی از عمدهترین عوامل اثربخشی و اهمیت ترکیه برای قطبهای قدرت جهانی و واگذاری نقشهای مهم و کلیدی به این کشور در عرصه سیاسی و سرنوشتساز بودن نحوهی عمل این دولت در معادلات بینالمللی شود. موقعیت ارتباطی و ترانزیتی، نقطهی اتصال در قاره آسیا و اروپا تسلط ترکیه بر حوزههای دریای مدیترانه و دریای اژه و دریای سیاه و همچنین آبراهههای استراتژیکی بسفر و داردانل موقعیت و نقش ترکیه در جهان اسلام، قرار گرفتن ترکیه در مناطق بحرانی قفقاز و آسیای مرکزی، اروپای شرقی و خاورمیانه، موقعیت هیدروپلیتیک مناسب ترکیه از حیث در اختیار داشتن منابع آبی فراوان و تسلط بر رودخانههای پرآب منطقه، روابط شکننده این کشور با همسایگان حوزه، عضویت در ناتو که کشور ترکیه را در منطقه و جهان از اهمیت ویژهای برخوردار ساخته است.
بطور کلی هر پدیدهای در هر یک از دو قارة آسیا و اروپا به نحوی با ترکیه و مسائل آن در ارتباط است. به لحاظ همین موقعیت اروپایی ـ آسیایی است که رژیم حاکم بر آن برچگونگی سیاستهای اجرایی قدرتهای جریان مؤثر است. و چه بسا حساسیت حفظ وضع موجود در ترکیه عامل در تعادل قوا محسوب میشود. در مورد موقعیت ژئوپلیتیکی و استراتژیکی کشور ترکیه میتوان گفت که این کشور با عضویت در ناتو نزد اروپائیان و سیاستمداران آمریکایی از موقعیت خاصی برخوردار است، که با خاتمهی جنگ سرد و عادی شدن روابط بین دو قدرت بزرگ و بیانگیزه بودن پیمان ناتو چنین تصور میشود که ترکیه اهمیت گذشتهی خود را از دست داده است. اما موقعیت ژئوپلیتیکی ترکیه که بلافاصله پس از جنگ سرد به شدت از اهمیت گذشتهی آن کاسته شده بود با تجاوز عراق به خاک کویت و تشکیل نیروهای اعتلاف در پی آن و همچنین با پیدایش جمهوریهای تازه استقلال یافته و طرح مسائل امنیت حوزة دریای سیاه و مدیترانه بیش از پیش اهمیت یافته است.
جغرافیای طبیعی ترکیه:
آب و هوا در مناطق مختلف کشور ترکیه با توجه به عواملی هم چون توپوگرافی، دوری و نزدیکی به دریا و چگونگی وزش بادهای محلی و منطقهای دارای آب و هوای متنوع است. وجود مناظر و طبیعت گوناگون بویژه کوههایی که در امتداد سواحل قرار گرفتهاند عمدهترین عامل تنوع آب و هوایی محسوب میگردد.
الف) آب و هوای مدیترانهای:
1) اقلیم مرطوب مدیترانهای 2) اقلیم نیمه مرطوب مدیترانهای
ب) اقلیم دریای سیاه ج) اقلیم نیمه مرطوب دریای مرمره د) اقلیم استپی.
هـ) اقلیم حارهای ß نواحی داخلی کشور.
از لحاظ توپوگرافی نیز این کشور از دو شبه جزیرة آناتولی (بخش آسیای صغیر) و تراس (بخش اروپایی تشکیل شده است. که شبه جزیرة تراس در رشته کوههای پوشیده از جنگل محصور شده و دو دورة آن ارتباط این ناحیه را با قلل بغار را فراهم میکند.
از نظر توپوگرافی ترکیه به هفت ناحیه تقسیم میشود. نواحی دریای سیاه، دریای مرمره، اژه مدیترانه، آناتولی مرکزی، آناتولی شرقی، آناتولی جنوب شرقی که بزرگترین ناحیهی ترکیه آناتولی شرقی میباشد. دو تنگهی ترکیه: تنگهی بسفر (تنگهای در جنوب شرق اروپا و جنوب غرب آسیا که دریای سیاه را به دریای مرمره وصل (بسفر) میکند. و بسفر ترکیهی آسیایی را از ترکیهی اروپایی جدا میکند. تنگهی داردانل، تنگهای در شمال غرب ترکیه که ترکیهی آسیایی و شبه جزیرة گای پولی در ترکیهی اروپایی واقع شده است، که دریای مرمره را از دریای مدیترانه جدا میکند.
ـ رودهای مهم ترکیه: 1) طویلترین رود، رود قزل ایلماق به طول 1355 کیلومتر است که به دریای سیاه میریزد. 2) رود دجله و فرات. 3) رود آسی 4) رود ارس.
دریاچهها: بیشتر از 300 دریاچهی طبیعی و 130 دریاچهی مصنوعی که حقیقتاً کشور دریاچههاست. ترکیه با 8 کشور همسایه است: 1) ایران 2) عراق 3) سوریه 4) روسیه 5) گرجستان 6) ارمنستان 7) بلغارستان 8) یونان
جغرافیای انسانی ترکیه:
تاریخ، فرهنگ، پیشینهی تاریخی: هجوم ترکها از استپهای آسیای مرکزی یکی از تحولات مهم در خاورمیانه است. ورود اولین گروه ترک زبان به آناتولی در قرن (11.م) اتفاق افتاد. در قرن (13.م) با ضعف و زوال امپراطوری روم، عثمانی در سال (1299هـ.ق) اعلام استقلال کرد. با استقرار امپراطوری عثمانی و آغاز عصر تهاجم به اروپا دنیای غرب از خواب قرون وسطایی بیدار شد، به طوری که آنها توانستند در قرن (16.م) تمام ترکها را در اعماق اروپا متوقف نمایند. به تدریج رهبران عثمانی اصلاحاتی در زمینههای اداری و آموزشی را احساس نموده و از این طریق نسلی در جامعهی عثمانی پرورش یافت که خواهان اخذ تمدن و فرهنگ از غرب گردیدند. در این میان نقش دیپلماتهای خارجی، مسیونرهای خارجی، تجار و مسافران اروپایی همراه با اعزام دانشجویان نظامی و آموزش به روش غربی بسیار حائز اهمیت گردید. در عصر زوال امپراطوری، استراتژیهای عثمانی گرایی، اسلام گرایی، پان ترکیسم به طور رسمی پذیرفته شد. سقوط امپراطوری و تأسیس جمهوری در سال 1923 به رهبری آتاترک روند اصطلاحات غربی گرایانه را شهرت بخشید و استراتژی غربگرایانه در سطح وسیع اعمال میگردید. اگر در عصر امپراطوری فرهنگ غربی در میان تعدادی از دولتمردان و هیئت حاکمه عثمانی نفوذ داشت. اما در عصر جمهوری این فرهنگ به میان مردم برده و ترویج میگردد. در واقع جمهوری ترکیه از خرابههای امپراطوری کهن عثمانی سربرآورد. رهبر آن کمال مصطفی پاشا معروف آتاترک بعنوان الگوی رهبران غربگرا دست به اصلاحات وسیعی زد و سعی نمود هرآنچه شرقی و مذهبی در جامعهی ترکیه میباشد منسوخ و به جای آن ارزشهای غربی را حکمفرما سازد. با القای حکومت عثمانی در 21 اکتبر 1923.م آتاترک بعنوان رئیس جمهور تعیین و حتی تا پایان عمرش یعنی نوامبر 1938.م ادامه یافت که با اقدامات او تغییراتی در وضع حکومتی ترکیه حاصل شد.
بعد از گروه آتاتورک عصمت انیونو رهبر حزب خلق به ریاست جمهوری رسید. عصمت اینونو که بین سالهای 1938 تا سال 1950 رئیس جمهور ترکیه بود توانست ترکیه را در مدت زمان بیشتری از جنگ جهانی دوم بیطرف نگه دارد. ولی فشار متفقین موجب شد که ترکیه در ژانویه سال 1945 به آلمان و ژاپن اعلام جنگ بدهد. پس از پایان جنگ برسر اختلافاتی که میان ترکیه و شوروی بر سر دو تنگهی بسفرو داردانل روی داد روابط سیاسی در کشور سختتیره شد و به دنبال همین ترس از هجوم بود که ترکیه در سال (1952.م) به پیمان ناتو پیوست. در انتخابات سال (1950.م) عصمت شکست خورد.
جلال بایر، رهبر حزب دموکرات به ریاست جمهوری رسید و عدنان مندس نخستوزیر شد. که حکومت او نیز با کودتای ژنرال جمال گورسل در سال (1960) به پایان رسید. تا اینکه در انتخابات 1965 حزب عدالت به رهبری دمیرل پیروز شد، که او نیز به دنبال یک سری اعتصابات کارگری و دانشجویی و موجی از ناآرامیها تحت فشار نظامیان دمیرل مجبور به استعفا شد. پس از این کودتای تاریخی تا انتخابات (1973.م) ارتش بطور غیرمستقیم با انتصاب نخستوزیران بیطرف و جلب آراء مجلس زمام امور را در دست داشت. در سال (1974) آقای بولنست اجویت از حزب جمهوری خواه خلق (متمایل به چپ) با اعتلاف با حزب راستگرای رستگارهای (با تمایلات اسلامی) به نخستوزیری برگزیده شد. مقاومت اجویت در مقابل درخواست (ضمیمهسازی) قسمت شمالی جزیرهه قبرس از سوی حزب رستگرای ملی پیشنهاد میشد. به موجب استعفای وزرا و سقوط کابینه اجویت و روی کارآمدن سلیمان دمیرل در آوریل 1975 رئیس جمهور شد، که در انتخابات ژوئن 1979 بیثباتی دمیرل به اثبات رسید و او نیز استعفا داد. که با روی کار آمدن مجدد دمیرل و استعفای او و همچنین اجویت در سال 1980 نظامیان به رهبری ژنرال کنعان اوران دست به کودتایی زدند و دمیرال سرنگون شد. و در سال 1985 رهبر حزب مام میهن به نام تورگت اوزال، نخست وزیر شد. اما در سال 1996 نجمالدین ارکان به رهبری اسلامگرایان به پیروزی رسید. اریکان که از سر شدن روابط ترکیه با اعراب و کشورهای اسلامی در ارتباط با برقراری ارتباط با اسرائیل و بستن آب فرات بر روی سوریه نگران بود در جهت نزدیک شدن به کشورهای اسلامی گام برداشت. و نظامیان ترکیه را به رویارویی با خود برانگیخت.
و در همین شرایط سلیمان دمیرل رئیس جمهور وقت را برآن داشت تا اریکان را عزل کند و مسعود ییلماز به نخستوزیری برگزید. ترکیه به عنوان یکی از یازده کشوری که در لیست انتظار برای پیوستن به اتحادیهی اروپا قرار دارد مدت ده سال است که در این زمینه تلاش میکند ولی برخلاف انتظار در کنفرانس مارس 1998 لندن شرکت نداشت. و علت آن هم استفادهی دولت آلمان از حق وتوی خود برای جلوگیری از دعوت این کشور برای شرکت در کنفرانس مذکور اعلام گردید. در انتخابات پارلمانی آوریل 1999 حزب دموکراتیک چپ با کسب 3/22% آراء و 136 کرسی به اکثریت نسبی دست یافت. و رهبر آن بولنت اجویت در رأس یک دولت قرار گرفت. در سال 1999 عبدالله اوجالان رهبر استقلال طلبان کردهای ترکیه توسط عوامل اطلاعات این کشور در کفیا دستگیر و به زندان انداخته شد. در این سال احمد نجدت لرز از طرف مجلس برای هفت سال بعنوان رئیس جمهور انتخاب گردید.
سیر تحولات فرهنگی:
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 30 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 44 |
مقدمه :
منطقه کردستان به دلیل وجود اقلیت قومی مذهبی در آن همواره در دورههای مختلف تاریخی تحولات آن مهم بوده است منتهی کمتر به آن توجه شده است هدف از انجام این تحقیق شناخت بیشتر حوادث این منطقه بوده البته فقط در یک مدت کوتاه، در تاریخ معاصر منتهی در این برهه زمانی هم، این کار بسیار ناقص بوده و شامل کلیه جوانب نمیباشد چون در این تحقیق بیشتر به بررسی جنبههای از شخصیت و فعالیت قاضی محمد توجه شده است اما در طی آن سعی شده که از کلیه جریاناتی که قاضی محمد در آنها نقشی داشته مطالبی بیان شود. ابتدا سعی شده پیشینة پژوهش حاضر به دست آید، نتایجی که کسب شد بدین شکل بود که دو پایان نامه در مورد جمهوری کردستان نوشته شده که یکی از پایاننامهها در دانشگاه تربیت مدرس میباشد و به کوشش آقای مولودی دربارة تحلیل جامعه شناختی جمهوری کردستان نوشته شده است و پایان نامهای دیگر که آقای سجادی با عنوان جمهوری کردستان نوشته در دانشگاه شهید بهشتی که طی این پایان نامه به بررسی پدیده ناسیوناسیم کرد پرداختهاند. و در این پژوهش سعی شده است با یک رویکرد جدید و آن هم، نقش رهبری قاضی محمد در موضوع بررسی شود اکثر کتابهای که به زبان فارسی در مورد این موضوع در دسترس است بسیار مختصر در مورد موضوع بحث نمودهاند ولی در عین حال تعدادی از این کتابها با تزئینی و بیطرفانه حوادث را نقل نمودهاند از جمله کتابی که جدیداً (یک سال پیش) منتشر شده است به نام هویت تاریخی و مشکلات مردم کرد چون خود نویسنده کتاب درزمان جمهوری کردستان در مهاباد و دانش آموز سال دوم دبیرستان بوده است اگر چه اطلاعات بسیار مختصر ولی اطلاعات موثقی را ارائه میدهد و بیشتر کتابهای نوشته شده دیگر هم به زبان انگلیسی است که تعدادی به فارسی ترجمه شده است.
بعضی از کتابهای مورد استفاده مثل چیشتی مجبور که خاطرات سرافکندی است وی خودش عضو حزب بوده و از نزدیک جریانات را دیده و بسیار سودمند است و همچنین کتاب درک کینان که از سرهنگهای ارتش بریتانیا در عراق بوده در فاصلهای سالهای جنگ دوم جوانی و از نزدیک با کردها آشنایی داشته است، مطالعه این کتابها کمک بزرگی برای ارائه این تحقیق نموده است. و از منابع اصلی این موضوع میباشند.
فهرست مطالب
مقدمه
فصل اول : وضعیت منطقه کردستان در اواخر جنگ جهانی دوم
الف – ورود روسها به منطقه
ب – تکاپوهای کردها
فصل دوم : کومله ژ . ک (ژیانده نه وی کردستان)
الف – شکل گیری کومله ژ . ک
ب – ورود قاضی محمد به کومله
ج – واقعه شهربانی مهاباد
د – معرفی قاضی محمد
ذ – فعالیتهای شوروی در منطقه و ارتباط آن با کومله
فصل سوم : حزی دمکرات
الف – فرآیند شکل گیری حزب دمکرات
ب – تأسیس حزب و اهداف آن
ج – ورود بارزانیها به ایران و اعلام جمهوری
فصل چهارم : یکسال حکومت کردستان
الف – اقدامات و فعالیتهای جمهوری کردستان در منطقه
ب – مناسبات و روابط فرقه دمکرات کردستان و آذربایجان
فصل پنجم : الف – علل و عوامل فروپاشی جمهوری کردستان
ب – ورود نیروهای دولت مرکزی به منطقه و تسلیم شدن قاضی محمد
ج- محاکمه قاضی محمد
د – اتهامات قاضی محمد
ذ – دفاعیات قاضی محمد
نتیجه گیری
منابع و مآخذ
فصل اول : وضعیت منطقه کردستان در اواخر جنگ جهانی دوم :
الف – ورود روسها به منطقه
در جریان جنگ جهانی دوم، سپتامبر 1941، نیروهای شوروی و انگلیس به سمت ایران حمله آوردند با اشغال ایران به وسیله این نیروها حکومت استبدادی رضاخان برافتاد و سربازان ارتش او پراکنده شدند در این شرایط سراسر مناطق ایران به اشغال متفقین درآمد و از جمله منطقه غربی کشور و به ویژه دو استان آذربایجان و کردستان به دلیل همسایه بودن با شوروی تحت سلطه نیروهای شوروی درآمد.
در چنین شرایطی که از اقتدار حکومت مرکزی در منطقه کاسته شده بود مردمان منطقه به فکر دادخواهی در برابر ستمهای چندین ساله رژیم پهلوی افتادند و روحیة ناسیونالیستی مردم منطقه به منصة ظهور رسید و قبایل کردی که در کوهستانهای مرز عراق و ترکیه یعنی در شمال از ماکو، در سایة آرارات، تا قصر شیرین واقع بر شاهراه کرمانشاه بغداد میزیستند. در صدد برآمدند از این فرصت استفاده نمایند.
روسها به رؤسای این عشایر اجازه دادند امور خود را با استقلال اداره کنند و از آنها جز این نمیخواستند که امنیت منطقه را حفظ کنند و غلةمورد نیاز ارتش سرخ را تأمین کنند.
ب – تکاپوی کردها
در حاشیة جنوبی کردستان، نزدیک شاهراه کرمانشاه – بغداد، که یکی از پیوندگاههای تدارکاتی بین متفقین غربی و اتحاد شوروی قبایل کرد توانستند از نو استقلال عمل خود را بازیابند. زیرا نیروهای دولت ایران از این منطقه گریخته بودند و آن را خالی گذاشته بودند. در آغاز این حرکتها از مریوان و کوههای اورامان شروع شد که محمود خان کانی سانانی حکومتی ناپایدار در آنجا تشکیل داده بود و پس از آن بانه بود که در آنجا حسمه رشید خان که مدت زیادی به عراق تبعید شده بود در بازگشت مجدد حکومتی تشکیل داده بود که سردشت و سقز را هم شامل میشد. که این دو دولت هر دو به وسیله نیروهای مرکزی هر دو را شکست دادند و به عراق راندند و در پاییز 1945 منطقه سقز و با نه و سردشت در اختیار نیروهای دولتی قرار گرفت.
بدین ترتیب تنها منطقه رضائیه که بزرگترین شهر این منطقه ساوجیلاغ (مهاباد کنونی) است خالی از اقتدای دولت مرکزی بود. [1]
فصل دوم : کومله ژ . ک (ژیانده نه وی کوردستان)
الف – شکل گیری کومله ژ . ک
در شرایطی که جنگ جهانی رو به اتمام بود عدهای از اهالی شهر مهاباد که به گفته مک داول از افراد متوسط الحال از نظر مادی بوده و از اعیان و اشراف مهاباد نبودند در باغی پیرامون مهاباد بنام باغ حاجی داوود بنیان جمعیتی را نهادند که به کومله ژ . ک معروف شد.
فردی به نام عبدالرحمن ذبیحی که فرزند یک خانوادة بازاری بود بعنوان رئیس کومله انتخاب شد. [2]
در این جلسه شرکت کنندگان بر لزوم ایجاد یک تشکیلات منسجم، آشنا نمودن مردم کرد به تاریخ و گذشته خود؛ لزوم همکاری با سازمانهای عراقی و در رأس آنها حزب هیوا که در آن جلسه نمایندهای از حزب هیوا هم حضور داشت تأکید نمودند.[3]
در این جلسه یک افسر عراقی بنام میرحاج، نماینده حزب هیوا، یکی از گروههای کرد ملی گرای عراق نیز حضور داشت که پایگاه اصلی این حزب در شهرهای سلیمانیه و کرکوک بود.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 84 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 47 |
کرج
1- شناخت وضع موجود روستا
1-1 شناخت شهرستان
2-1 شناخت روستا
-1 معرفی اجمالی شهرستان
1-1-1 شناخت محیط طبیعی
1-1-1-1 موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی
شهرستان کرج یکی از شهرستانهای استان تهران به شمار می رود که با وسعتی معادل 2457 کیلومتر مربع در موقعیت جغرافیایی 35 درجه و 48 دقیقه عرض شمالی و 51 درجه و 30 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار دارد. این شهرستان ازشمال به استان مازنداران ، از جنوب به شهریار ، از شــرق بـــه تهران و شمیرانات و از غــرب بــه شهرستان ساوجبلاغ محــدود می گردد.
براساس آخرین تقسیمات کشوری این شهرستان دارای 3 بخش – 7 دهستان ، 195 آبادی دارای سکنه و 6 شهر بوده است.
2-1-1-1-ساختار زمین شناسی شهرستان ، زلزله و گسل ها
تشکیلات زمین شناسی مناطق غربی استان تهران ناشی از فعالیت دوران سوم و چهارم می باشد. در قسمت جنوب و جنوب غربی شهرستان تشکیلات آندریتی وجود دارد که قابلیت نفوذ آنها کم می باشد. در منطقه شمالی نیز تشکیلاتی دیده می شود که بواسطه وجود شکافهائی دارای مقداری آب ذخیره می باشد.
در نواحی غرب دشت کرج تشکیلات دوره میوسن واقع شده که قابلیت نفوذ آن
خیلی کم و بافت طبقات آن از ماسه و مازونها گچ و نمک دار است.
برطبق شواهد و آمارها در سال 1962 میلادی زلزله ای به شدت 10 درجه مرکالی و بزرگی 25/7 درجه ماگینیتی و با یک گسل در جهت شمال غربی شهرکرج به طول 100 کیلومتر حادث گردیده که این گسل با گسل عمومی شمالی – تهران – کرج – قزوین متفاوت است.
بطورکلی دو منبع مهم در تامین آب شهرستان نقش دارند. یکی منابع آب های سطح الارضی و دیگر منابع آبهای تحت الارضی
الف : منابع آبی سطح الارضی:
مهمترین منبع آب سطح الارضی شهرستان . رودخانه کرج می باشد. این رودخانه یکی از مهمترین رودخانه های دائمی منطقه بوده که از ارتفاعات دامنه جنوبی البرز سرچشمه گرفته و پس از الحاق رودهای دیگر نظیر ولایت ورد ، و ارنگ رود ، شهرستانک و مسیر ارود در ناحیه واریان ، به دریاچه سدامیرکبیر (سدکرج) ملحق شده و سر ریز آن پس از عبور از شهرکرج درقسمت جنوب غربی به رودخانه شور متصل می شود و پس از آن به دریاچه حوض سلطان در قم می ریزد.
رودخانه کردان دومین منبع تامین آبهای سطح الارضی بشمار می رود. که در قسمــت غربـی حوزه رودخانه کرج و در شمال شرقی دشت قزوین قرار گرفته
است.
رودخانه شور از دیگر منابع آبی منطقه بشمار می رود که از ارتفاعات آوج سرچشمه می گیرد و دربستری عمیق و با آبی فراوان در جنوب شهرکرج به شهریار می رسد. رود شور پس از گذشتن از جلگه های هموار و کویری به دریاچه نمک می ریزد.
همچنین رودخانه های کوچک و فصلی در محدودۀ شهرستان وجود دارد که غالباً در مواقع بارندگی آب در آن جریان پیدا کرده و وارد دشت های جنوبی می شود.
ب : منابع آبی تحت الارضی :
مهمترین منبع تغذیه آبهای زیرزمینی در شهرستان کرج دو رودخانه کردان و کرج می باشد. عمق آبهای زیرزمینی در نواحی جنوبی شهرستان (حوالی رودخانه شورآباد) 3 متر، در نواحی مرکزی 60 متر و در نواحی شمالی و اطراف جاده تهران کرج به حدود 100 متر می رسد. نحوه استحصال آبهای زیرزمینی عمدتاً از طریق چاههای عمیق می باشد.
4-1-1-1- وضعیت اقلیمی :
اقلیم هرمنطقه نتیجه ترکیب عناصر متنوع آب و هوائی است که در زمان طولانی و در تطابق با موقعیت جغرافیایی هر ناحیه پدیدار می شود. عناصری چـون گرمـا ، رطوبــت ، فشار هوا ، باد ، قدرت و کمبود تبخیر و بخار آب و ...
از جمله پدیده های تاثیر گذار برشرایط اقلیمی محسوب می شوند.
اقلیم شهرستان متأثراز موقعیت توپوگرافی و جریانات جوی دارای تابستانهای گرم و خشک و زمستانهای سرد است. این شهرستان از نظر اقلیم به سه منطقه آب و هوائی تقسیم می شود.
الف) تقسیمات توپوگرافی شهرستان و درجه حرارت :
1) منطقه کوهستانی : این منطقه نواحی شمالی شهرستان و ارتفاعات البرز را شامل می شود که در اغلب ماهها پوشیده از برف می باشد. حداکثر درجه حرارت سالانه در این ناحیه 4/12 درجه و معدل حداقل درجه 6/0 سانتی گراد و نیز حداکثر مطلق حرارت در اول تابستان 31 درجه و حداقل مطلق در اول تابستان 2/24 درجه گزارش شده است.
2) منطقه مرکزی : ایــن منطقــه کــه اغلـــب نقـاط شهـــری و روستائــــی را شامـــل می شود ، دارای آب و هوای گرمتـــری نسبت به نواحی شمالی می باشد. معدل درجه حرارت ماهیانه در این ناحیه بین 10 تا 14 درجه متغیر است.
3) منطقه جنوبی : این منطقه دشتهای جنوبی شهرستان را شامل می شود که آب و هوای آن گرمتر و خشک تر ازنواحی مرکزی و کوهستانی می باشد. درجه حرارت در این نواحی طی روزهای اول فصل تابستان تا 42 درجه افزایش می یابد.
ب – بارندگی :
میزان بارش سالانه منطقه تحت تأثیر عواملی چون جریانات جوی و ارتفاعات در نقاط مختلف متفاوت است. بیشترین میزان بارش در نواحی شمالی و در ارتفاعات اتفاق می افتد که متوسط آن حدود 395 میلی متر گزارش شده است همچنین کمترین میزان بارش در نواحــی جنوبــی و دشتــی شهرستان اتفــاق
می افتد که متوسط آن 182 میلی متر می باشد.
از نظــر میـزان بارندگی شهرستان کــرج بین خطوط همبــاران 200 تـــا 400
میلی متر واقع گردیده و بیشترین میزان بارش آخرین اطلاعات در ماه فروردین و کمترین آن در مرداد است.
ج – باد : بطورکلی دو نوع جریان هوایی در منطقه کرج موثر می باشد :
1 – جریانهای عمومی که بیشتر تحت تأثیر مکان قرارگیری و بادهای محلی و موقتی منطقه می باشد.
2 – جریانهای غربی که این بادها شاخه ایی از بادهای اقیانوس اطلس است که پس از عبور از شمال غرب وارد ایران شده و پس از عبور از گیلان و طوالش از تنگه منجیل وارد دشت قزوین و کرج می گردد و نقش موثری در میزان بارندگی و برف خصوصاً در پاییز تا اواخر بهار دارد.
د : پوشش گیاهی و باغی :
از نظر پوشش گیاهی شهرستان کرج به سه قسمت کوهستانی ، جنگلداری و شوره زار تقسیـــم می گــردد که در این میان با توجه به آمارهای دراختیار از
سال 1380 جمع کل عرصه های جنگلی شهرستان 810 هکتار و ذخیره گاههای جنگلی 1092 هکتار می باشد. ضمن آنکه 68% سطح زیر کشت محصولات زراعی بصورت آبی و 32% بصورت باغات مثمر بوده اند.
2-1-1- شناخت محیط انسانی
1-2-1-1- نرخ جمعیت و رشد آن
براساس سرشماری عمومی و نفوس و مسکن سال 1375 تعداد 1161172 نفر در شهرستان کرج سکونت داشته اند. همچنین جمعیت این شهرستان در سرشماری سالهای 55 و 65 به ترتیب 439019 و 1171053 نفر گزارش شده است. بررسی نرخ رشد جمعیت شهرستان کرج طی سه دهه سرشماری گذشته تغییرات قابــل ملاحظـــه ای را نشـــان می دهد. به طوریکه در فاصله سالهای
65-1355 با 732034 نفر افزایش نرخ رشدی معادل 3/10 درصد داشته در حالیکه در فاصله سالهای 75-1365 با 9880 نفر کاهش با نرخ رشد 08/0 – درصد مواجه بوده است.
در فاصله سالهای 65-1355 تأثیر سیاستهای کلان کشوری مبنی برفقدان کنترل موالید و همچنین اثرات ناشی از جنگ تحمیلی برافزایش قابل ملاحظه ای جمعیت در این شهرستان موثر بوده است. از سوی دیگر در فاصله سالهای 75-1365 تأثیر سیاست های کنترلی جمعیت و تفکیک برخی نقاط شهری و روستائـــی از شهرستان کـــرج و الحـاق آن به شهرستان های دیگر برکاهش
قابل ملاحظه جمعیت در این شهرستان تأثیر گذار بوده است.
در سرشماری سال 1375 تعداد 25390 خانوار در شهرستان کرج ساکن بوده که 4/84 درصد در نقاط شهری و 6/15 درصد آنان در نقاط روستائی سرشماری گردیدند. بُعد خانوار در نقاط شهری این شهرستان 5/4 و در نقاط روستائی 7/4 بوده است.
2-2-1-1 ساختار سنی و جنسی
ساختارسنی و جنسی در هر جامعه ای متأثر از عوامل اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، بهداشتی و سیاسی و وقوع جنگها و بلایای طبیعی از دوره ای به دوره دیگر متفاوت است. در کشور ایران بعد از وقوع انقلاب اسلامی به دلیل فقدان سیاستهای کنترل موالید و کاهش مرگ و میر در گروههای سنی پائین تر متأثر از گسترش بهداشت در سطح جامعه ، ساختار سنی جمعیت به جوانی سیر نموده است ، بطوریکه براساس سرشماری عمومی و نفوس و مسکن سال 1375 بیش از 5/39 درصد از جمعیت کشور در گروههای سنی کمتر از 15 سال (سنین جوانی) قرار داشته اند. سهم جمعیت شهرنشین در گروههای سنی کمتر از 15 سال به دلیل مهاجرت نیروی کار از روستا به نقاط شهری کمتر از روستا بوده است.
براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375 از مجموع جمعیت شهرستـــان کــــرج 28/36 درصد در گروههای سنی کمتر از 15 سال 51/60
درصد در گروههای سنی 64-15 سال و 19/3 درصد در گروههای سنی بالای
64 سال قرار داشتند.
درشرایط طبیعی به ازاء هر 100 زن 104 مرد در جامعه وجود دارد که در کشور ما پس از کاهش محسوس این شاخص در سال 75 این رقم به 103 مرد در مقابل 100 زن رسیده است. در مناطق شهری به دلیل اینکه بیشتر جاذب مردان جوان و جویای کار و تحصیل می باشند معمولاً نسبت به جنسی بالاتر از روستاست ، به همین دلیل در نقاط روستائی کشور در این سال به ازاء هر 100 زن 102 مرد وجود داشته است. در شهرستان کرج نسبت جنسی در نقاط شهری 2/105 و در نقاط روستائی 2/116 گزارش شده است که این نسبت با ارقــام متناظر مربوط بـــه نقاط شهری برابر و از نقاط روستائی استان بیشتر
می باشد.(نسبت جنسی برای نقاط روستائی و شهری استان در سال 75 به ترتیب 3/105 و 2/109 می باشد.)
3-2-1-1- سواد وآموزش :
براساس سرشماری عمومی و نفوس و مسکن سال 1375 از مجموع جمعیت 6 سال و بالاتر شهرستان کرج 9/87 درصد با سواد بوده اند. نسبت با سوادی برای افراد لازم التعلیم (6-14 سال) 5/97 درصد برای افراد 15 تا 24 سال 27/97 ، برای افراد 25 تا 64 سال معادل 59/81 و برای بزرگسالان 65 و بیشتر5/32 درصد گـزارش شده است و بر پایه همین گزارش در سال 1375 از مجموع جمعیت 6 تا 24 ساله شهرستان کرج 46/73 درصد در حال تحصیل بوده اند که ایـــن نسبت برای کودکان 6 تا 10 ساله 6/95 درصد ، نوجوانان 11 تا 24 ساله 35/95 درصد و جوانان 15 تا 24 ساله 99/45 درصد می باشد.
4-2-1-1- مهاجرت :
براساس آخرین اطلاعات مربوط به مهاجرت در شهرستان کرج (سرشماری سال 75) تعداد کل افرادی که طی سالهای 1365 تا 75 به این شهرستان وارد و یا در داخل شهرستان جابجا شده اند برابر 359772 نفرمی باشند. مقایسه محل اقامت قبلی مهاجران با محلی که در آن سرشماری شده اند. نشان می دهد 6/8 درصد از روستا به شهر، 57/73 درصد از شهر به شهر، 32/5 درصد از روستا به روستا و 2/11 درصد از شهر به روستا مهاجرت کرده اند. همچنین براساس همین سرشماری محل اقامت قبلی 64/29 درصد مهاجران سایر استانها 37/40 درصد شهرستانهای دیگر استان محل سرشماری و 7/28 درصد نیز از شهر و آبادیهای همین شهرستان بوده است.
5-2-1-1- نیروی انسانی و ا شتغال
نظام اقتصادی هرجامعه یکی از ارکان اصلی در ساختار آن جامعه بوده و نقش اساسی را در تحولات این ساختار ایفا می نماید ، لذا شناخت صحیح از ظرفیتهای اقتصادی و توانمندیهای نیروی کار می تواند در استفاده بهینه از منابع و امکانات موثر باشد.
براســاس سرشمـاری عمومی و نفوس و مسکن سال 1375 از مجموع جمعیت
10 سال و بالاتر شهرستان تعداد 303346 نفر معادل 23/33 درصد فعال و تعداد 609500 نفر معادل 77/66 درصد غیرفعال بوده اند همچنین از مجموع فعال 278509 نفر معادل 8/91 درصد شاغل و 24837 نفر معادل 2/8 درصد بیکار بوده اند. همچنین توزیع اشتغال در بخشهای مختلف اقتصادی نشانگر اهمیـــت و نقش هریـــک از بخشهـا در ایجاد اشتغال می باشد که براساس آن
می توان به نقش هریک از بخشها در اقتصاد منطقه پی برد. براساس سرشماری عمومی و نفوس و مسکن سال 1375 از مجموع شاغلین شهرستان 427/3 درصد در گروههای عمده کشاورزی ، شکار ، جنگلداری ، ماهیگیری ، 8/16 درصد در گروههـــای عمــده فروشی ، خرده فروشی ، تعمیر وسایل نقلیه موتوری ، موتورسیکلت و کالاهای شخصی و خانگی ، 24 درصد در گروههای عمده صنعــت و 9/55 درصد نیز در سایر گروههای عمده فعالیت می نمایند.
3-1-1- شناخت محیط کالبدی :
1-3-1-1– کشاورزی :
الف – زراعت و باغداری :
شهرستان کرج با دارا بودن 13821 هکتار اراضی کشاورزی حدود 55/1 درصد از کــل اراضی کشـــاورزی استـان را به خود اختصاص داده است. از مجموع اراضی کشاورزی در شهرستان کرج حدود 5570 هکتار معادل 3/40 درصد به کشت محصولات زراعی ، 5421 هکتار معادل 2/39 درصد به کشت محصولات باغی و قلمستان و 2830 هکتار معادل 5/20 درصد آن بصورت آیش می باشد.
ب – دامداری و طیور :
پرورش دام و طیور در سطح شهرستان کرج از اهمیت زیادی برخوردار است. بطوریکه اغلب دامداریها در این شهرستان صنعتی بوده و محصولات آن به بازار عرضه می گردد. براساس اطلاعات حاصل از آمارنامه استان تعداد 150 هزار رأس دام کوچک و تعداد 57892 رأس دام بزرگ در این شهرستان وجود دارد همچینن براساس همین آمار تعداد 311 واحد دامداری صنعتی با ظرفیت پرورش 43000 رأس دام بزرگ در محدوده شهرستان فعالیت می نمایند.
2-3-1-1- صنعت و معدن :
بخش صنعت درشهرستان کرج با اختصاص 24 درصد از کل شاغلین شهرستان نقش دوم را در ترکیب اشتغال شهرستان دارا می باشد. فعالیتهای صنعتی در این شهرستان بطورکلی در سه دسته قابل بررسی هستند:
دسته اول : صنایــع و کارگاههائــی کــه از اداره کـل صنایـع و معـادن پروانه بهره برداری اخذ نموده اند.
دسته دوم : صنایعــی که تحــت عنوان کارگاههای صنایع دستی تحت پوشش مدیریت صنایع دستی و خانگی استان فعالیت می نمایند.
دسته سوم : صنایـع خانگی را شامل می شود که تحت پوشش مدیریت صنایع دستی و خانگی فعالیت می نمایند.
3-3-1-1- خدمات :
فعالیتهای خدماتی در شهرستان کرج کارکنان ادارات و دوایر دولتی ، تعمیرکاران وسایل نقلیه موتوری ، کارکنان امور حمل و نقل ، انبارداری ، رستــوران داری ، هتلــداری ، واسطه گریهــای مالـــی ، عمــده فــروشــی و
خرده فروشی و ... را شامل می شود که براساس سرشماری عمومی و نفوس و مسکن سال 75 حدود 5/72 درصد از جمعیت شاغل شهرستان در این بخشها فعالیت می نمودند. بخش خدمات نقش اول را در ترکیب اشتغال شهرستان ایفا می نماید.
4-3-1-1- عمومی و اجتماعی :
الف – خدمات آموزشی :
شهرستان کرج دارای 751 واحد آموزشی با 2710 کلاس درس فعال و در مقاطع ابتدائی ، راهنمائی ، متوسطه عمومی ، پیش دانشگاهی ، کار و دانش و هنرستان فنی حرفه ای می باشد که تعداد 63864 دانش آموز پسر و دختر در آن به تحصیل می پردازند.
ب – خدمات درمانی :
در شهرستان کرج تعداد ده بیمارستان دولتی و خصوصی 65 مرکز بهداشتی و درمانــی ، 24 مرکز رادیولــوژی ، 17 واحــد فیزیوتراپــی ، 37 آزمایشگــاه تشخیص طبی ، 90 داروخانه و 25 خانه بهداشت فعالیت می نماید.
2-1 شناخت روستا
1-2-1 موقعیت جغرافیایی و تقسیمات سیاسی
روستــای ارنگـــه از توابـــع شهرستــان کرج ، بخش آسارا و دهستان آدران
می باشد که در فاصله تقریبی 20 کیلومتری از مرکز شهرستان و در مسیر جاده چالوس واقع شده است.
در منطقه آدران که فاصله آن تا سد کرج نزدیک به 5 کیلومتر است شاخه ای از جاده آسفالت پرپیچ و خمی از راه اصلی منشعب می گردد که پس از طی حدود 5/2 کیلومتر و عبور از چند کوهپایه به دره سرسبزی منتهی می گردد که هفت روستای کوچک را دربر گرفته است. این دهات به ترتیب از شمال شرقی به جنوب غربی عبارتند از : ارنگه ، ابهرک ، جوراب (گوراب) ، سرزیارت ، جی ، سیجان ، خور و ارتفاع این منطقه از سطح دریا حدود 2000 متر ودر طول و عرض جغرافیایی 59/35 و 06/51 واقع است.
بطورکلی ده ارنگه با مجموعه دهات هفت گانه تحت پوشش کشوری دهستان آدران از شهرستـــان کــرج می باشد. این منطقه در یک ناحیه کوهستانی قرار گرفتــه اســـت و از نقطه نظر دسترسی ، جاده نسبتاً کوتاه و مناسبی برای آن کشیده شده است.
| دسته بندی | کشاورزی و زراعت |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 53 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 11 |
قنات یا کاریز اختراع ایرانی هاست اختراعی که باعث شده در حاشیه کویر زندگی و تمدن انسانی جریان داشته باشد
آب درآوردن و آب رساندن، کار راحتی نیست. به خصوص جایی که آب نباشد. به همین خاطر، کویری ها یا شهرهای حاشیة کویر، پیشتاز بیرون کشاندن آب از دل زمین اند.
قنات، یکی از پیشرفته ترین تکنیک ها برای رسیدن به آب است.قنات که پارسی آن کاریز می شود اختراع شگفت انگیز ایرانیان است و از این جا به بقیة جاهای دنیا رفته است. شواهدی در دست است که ایرانیان از 3800سال پیش قنات را می شناختند و از آن استفاده می کردند. این فن آوری به تدریج از ایران به شمال آفریقا، چین و حتی به بخش هایی از آمریکای جنوبی مانند شیلی راه یافته است.
پایاب
پایاب ها مکان هایی هستند که برای دسترسی آسان به گذرگاه زیرزمینی آب قنات ساخته می شوند. پایاب با پله از سطح زمین به پایین می رسد. پایاب ها نقش تفریح گاه داشته اند و به خاطر هوای خنک شان، هم به طور خصوصی و هم عمومی از آن ها استفاده می شده است.فضای اصلی پایاب، از یک اتاق به شکل های چهارگوش و هشت گوش ساخته شده. در کف پایاب، یک حوض است که معمولا آب قنات در آن می چرخد و از آن بیرون می رود.
آسیاب آبی
آسیاب های زیرزمینی در عمق چند متری زمین قرار گرفته اند. در بالای این آسیاب، آب چاه یا قنات جریان دارد. این آب باعث چرخیدن پره های آسیاب و چرخیدن سنگ آسیاب می شود و از این راه، در اعماق زمین گندم به آرد تبدیل می شود.
تمیز کاری قنات
یک قنات چند وقت به چند وقت باید لای روبی شود.
کلنگ
این کلنگ یک مقنی است.با این کلنگ دایره ای به قطر یک متر می زنند و بعد زمین را می کنند و تا پایین همین اندازه را رعایت می کنند.
اول و آخرقنات
اگر از آسمان به یک قنات نگاه کنید، ردیفی از دهانه ها را خواهید دید که از مناطق خشک کوهپایه ها می گذرد تا به نقطه ای سرسبز که یک روستا و یا یک شهر است برسد. این دهانه ها، چاه ها یا به اصطلاح میله هایی هستند که به یک کانال طولانی ختم می شوند؛ به قنات. این چاه ها برای بیرون آوردن آب نیستند، بلکه آن ها را کنده اند تا بتوانند همان کانال زیرزمینی یا قنات را حفر کنند. اختراع خوبی است نه؟ به جای این که هربار با طناب آب را بالا بکشی، یک بار خاک را بالا می کشی و تا سال ها آب خودش با پای خودش از دل زمین بیرون می آید. این معجزه ایرانیان است در دل کویر: قنات.
عجیب ترین قناتهای ایران
قناتدوطبقه
اردستان
تا به حال، اسم قنات دوطبقه به گوش تان خورده است؟ در اردستان، قناتی هست که دوطبقه است، یعنی دو رشته آب، 2 کیلومتر به موازاتِ هم حرکت می کنند. این تنها قنات دوطبقة ایران است. ساختمان این قنات ها طوری است که آب در گلِ بین آن نفوذ نمی کند و باعث می شود به هم نشتی نداشته باشند. این دو خط موازی، 18 متر با هم فاصله دارند.
این قنات ها وقتی به چاه های میان مسیر قنات یا میله ها راه می رسند، رشتة رویی قنات، میله را دور می زند. و فقط در مرحله آخر است که این دو رشته به هم می رسند و از زمین بیرون می آیند.
گناباد
300مترزیرزمین
این که چند صد سال پیش، بدون لوازم امروزی، چاهی 300 متری کنده شود، کمی عجیب به نظر می رسد. حفر این چاه با طناب معمولی نمی توانسته صورت بگیرد. با یک محاسبة سرانگشتی، وزن یک طناب 300 متری چیزی در حدود 300 کیلوگرم می شود. وزن سطلی که به این طناب آویزان است را هم اضافه کنید تا پاره شدن طناب برایتان قطعی شود.
اما ذهن خلاق ایرانی فکر بکری کرده است. این قنات به صورت پلکانی ساخته شده. به این صورت که 100متر به 100متر، به شکل پلکانی این چاه حفر می شده. یعنی 100 متر می کنده اند و یک پله می داده اند و دوباره 100 متر می کنده اند و یک پلة دیگر و همین طور تا آخر. این طوری، لایروبی قنات، ایستگاه به ایستگاه صورت می گیرد. اما نکتة بعدی برای چنین عمقی، مسأله هوا است. آن پایین قرار است یک عده آدم کار کنند و مطمئنا به هوا احتیاج دارند. این قضیه هم راه حلی داشته است. آن ها بدون این که کپسول اکسیژنی باشد یا فن برقی اختراع شده باشد، با دستگاه دم، هوا را از بالا به پایین می فرستاده اند. تا آن پایینی ها نفس بکشند و نمیرند.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 25 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 27 |
پیشگفتار
آنچه پیش روی شماست، نتیجه وماحصل آموخته های ما درطی چند سال آموزش علم زمین بصورت دروس تئوری وآزمایشگاهی در مقطع کارشناسی می باشد . در این دوره ما از هر شاخه ای تنها نکته ای آموختیم و اگر چه مجموع این نکته ها در مقابل دریای شیرین و وسیع این علم ، هیچ است ولی ما بر آن شدیم تا در واحد عملیات صحرایی هر آنچه آموختیم بر کار ببندیم تا بیشتر بیاموزیم ودرک کنیم .
هدف از ارائه این واحد عملی، آشنا کردن دانشجویان با کارهای صحرایی،ابزارها و وسایل موردنیاز و کارکرد صحیح با آنهاست تا درموقع کار صحرایی وپیاده کردن نقشه زمین شناس بتواند کارهای خود را با نقشه هماهنگ نماید وبطور صحیح نقاط مورد نیاز را از دیدگاه زمین شناسی بررسی نماید.
شناسایی ساختها و سازندها و روابط بین آنها، بدون حضور عملی و صحرایی ومشاهده ودرک این ساختارها اگر امری محال نباشد بسیار دشوار است .در عملیات صحرایی می توان دیدی واقعیتراز مجموعه درهم محیط ،سازنده ها و ساختها بدست آورد که راهنمای بسیار مفیدی برای مطالعات دقیقتر بعدی صحرایی خواهد بود .
بر روی زمین حاضر شدیم ،اگرچه کم می دانستیم و زمین سخت بر آن شده بود که سرگذشت خویش را بر ما پوشیده نگه دارد ولی با حضور ویاری استادی توانا از آنچه می دانستیم نهایت بهره را گرفتیم تا اندکی از پوشیده ها بر ما آشکار شود و پی به احولات این گوشه کوچک از عالم هستی ببریم و حمد وستایش حق گوییم.
در پایان بر خود لازم می دانیم که از زحمات و تلاشهای بی شائبه استاد گرانمایه وتوانا جناب آقای دکتر کوروش رشیدی قدردانی نموده و اذعان نماییم که این گوهر گرانمایه نه تنها در عرصه علمی بلکه درسایر عرصه ها نیز ،استادی راهنما و مشاوری گرانقدر برای ما بوده اند.
چکیده
ناحیه مورد مطالعه در شمال شرقی یزد قرار دارد و رخنمونهایی از رسوبات اینفراکامبرین تا ژوراسیک در آن مشاهده می شود.
سازندهای عمده مطالعه شده در منطقه دره بید- نیوک به ترتیب سن از قدیم به جدید شامل :
سازند بایندر: متشکل از تناوبهای ماسه سنگ، شیل و مارن با میان لایه های دلومیت
سازند باروت: از شیلهای سیلتی میکادار با میان لایه های آهک و دلومیت تشکیل شده است.
سازند زاگون: شامل ماسه سنگ،شیلهای سیلتی و ماسه سنگهای پیرولوسیت دار
سازند لالون: متشکل از تناوب کوارتزیت، ماسه سنگ همراه با میان لایه های نازک شیل
بخش یک سازند میلا که در واقع قاعده دلومیتی میلا میباشد.
سازندهای ذکر شده (اینفراکامبرین_اردوویسین زیرین) دارای یک مرز تدریجی و پیوسته بوده که در ادامه آهک بهرام بعد از یک مرز فرسایشی و نبود رسوبگذاری اردوویسین بالایی تا دونین میانی با ناپیوستگی هم شیب و یک سطح فرسایشی روی بخش یک میلا قرار می گیرد.
سازند بهرام: شامل تناوبی از آهکهای ضخیم لایه، کوارتزیت همراه با میان لایه های نازک آهکی میباشد.
سازند شیشتو: متشکل از یک افق تخریبی در قسمت زیرین و یک افق آهکی دلومیتی در قسمت فوقانی میباشد.
سازند جمال: از آهکهای ضخیم لایه دلومیتی شده شکل گرفته که توسط افقی از خاکهای قدیمی محدود میشود.
بعد از این خاکهای قدیمی که بیانگر خروج این ناحیه از آب و عملکرد فرایندهای هوازدگی، انحلال و فرسایش حد فاصل پرمین _ ژوراسیک است شاهد رسوبات لیاس میباشیم.
سازند شمشک : شامل رخساره های ضخیم لایه ماسه سنگی ، شیلی با میان لایه های مارنی می باشد.
سازند آهک بادامو : متشکل از یک آهک ریفی همراه با میان لایه های رسوبات تخریبی در بخشهای مختلف سازند میباشد
استان یزد
استان یزد از نظر جغرافیایی بین 29 درجه و 52 دقیقه تا 33 درجه و 17 دقیقه عرض شمالی و 52 درجه و 55 دقیقه تا 56 درجه و 37 دقیقه طول شرقی قرار گرفته است . که از شمال با استانهای اصفهان و خراسان ، از شرق با استانهای خراسان و کرمان ، از جنوب با استانهای کرمان و فارس و از غرب با استانهای فارس و اصفهان مجاور است .
موقعیت زمین شناسی استان یزد
استان یزد دارای قدیمی ترین تشکیلات زمین شناسی ( پرکامبرین ) تا جوانترین آن هولوسن است . تشکیلات پرکامبرین از سنگهای دگرگونی به فرمهای مختلف و سنگهای آذرین تشکیل شده که حتی لایه های گچ در آنها نیز دیده می شود . تشکیلات پرمین،دونین و کربونیفر در مقیاس محدودتری اغلب به صورت سنگهای آهکی و سنگهای شنی قرمز رنگ،کنگلومرا تا سنگهای دولومیتی و بالاخره مارن وشیل وجود دارند . کرتاسه و ﮊوراسیک که قسمت اعظم از تشکیلات زمین شناسی استان را تشکیل می دهد شامل سنگهای آهکی،مارنی،شیلی،شنی،گنکلومرا،کوارتزیت و سنگهای آذرین (گرانیت) می باشد. تشکیلات تریاس محدود بوده و اغلب شامل سنگهای آهکی تیره متراکم، شیل و دلومیت می شود . تشکیلات پالئوژن (ائوسن، الیگوسن و پالئوسن) از سنگهای رسوبی و سنگهای آذرین (بازی) تشکیل می گردند.در بعضی موارد همراه با گنبدهای نمک ولایه های گچ نیز می باشد که وجود این گنبدهای نمک سبب آلودگی آبهای زیر زمینی و رسوبات سطحی شده که در نهایت بر شدت وگسترش دامنه کویری می افزاید. رسوبات مربوط به تشکیلات نئوژن (پلیوسن ومیوسن) شامل سنگهای شنی ،مارنی ،کنگلومرایی همراه با لایه ها وعدسی های گچ ونمک می باشد بطوری که هر جایی رسوبات نئوژن واقع گردند اغلب با شوری منابع آب وخاک منطقه تحت نفوذ خود مواجه هستیم و بالاخره تشکیلات مربوط به کواترنررا شاهدیم که در وهله اول کلیه برکه ها را در بر می گیرد. (قبادیان، 1361)
شرایط آب هوایی استان یزد
با توجه به موقعیت جغرافیایی استان یزد شرایط آب و هوایی بشدت خشک وکویری بر این استان حکفرماست ، نزولات اندک جوی همراه با تبخیر بسیار شدید ، رطوبت نسبی ناچیز توأم با گرمای زیاد و نوسانات شدید درجه حرارت این استان را به کویری تبدیل کرده است که میزان بارندگی سالیانه به طور متوسط 50 میلی متر در سال است . نوسانات درجه حرارت در زمستان و تابستان وحتی در شب و روز بسیار شدید است . درجه حرارت ماکزیمم ومینیمم بین 20 درجه سانتیگراد زیر صفر تا 46 درجه سانتیگراد بالای صفر نوسان می کند . درجه حرارت متوسط سالیانه حدود 18-20 درجه سانتیگراد بالغ می گردد. وزش باد در استان نیز به علت لخت بودن دشتها و کوهستانها با شدت در جریان است جهت وزش باد غالب در فصول گرم اغلب از شمال – شمال شرق ودر پریودهای سرد از جنوب – جنوب غرب است .
زمین شناسی استان یزد
از نظر زمین شناسی استان یزد بخشی از ایران مرکزی بوده ودارای ویژگیهای مختلفی است محدوده بسیار کوچکی از قسمت جنوبی استان در جنوب هرات جزء منطقه زاگرس است .
از دیدگاه ریخت شناسی می توان ارتفاعات استان را به رشته کوههای با روند تقریبی شمال غربی - جنوب شرقی و کوههای جدا مانده که در سطح دشتهای استان پراکنده اند، تقسیم نمود.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 1139 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 20 |
مقدمه
دنیای امروز دنیای اطلاعات و مدیریت بهینه آنها می باشد. از آنجا که قسمت عمده ای از تصمیمات اخذ شده توسط مدیران و برنامه ریزان در پروژه های مختلف عمرانی و محیطی به نوعی به مکان و موقعیت خاصی مربوط و منتخب می باشند و در واقع ماهیتی مکان مرجع دارند، لذا وجود اطلاعت جغرافیایی دقیق و مطمئن و بهنگام و نیز مدیریت بهینه آن از موضوعات بسیار اساسی در موقعیت این تصمیمات و اجرای آنان می باشد. با روی کار آمدن کامپیوتر، روند تجزیه و تحلیل و ترکیب اطلاعات جغرافیایی وارد مرحله نوینی شد و شکل تکامل یافته آن امروزه به نام سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS ) شناخته می شود.
سیستم اطلاعات جغرافیایی علم فن و هنر مدیریت اطلاعات جغرافیایی می باشد که مدیران، برنامه ریزان و متخصصان را قادر می سازد تا در زمینه اخذ ، ذخیره سازی، بهنگام سازی، بازیافت، پردازش، نمایش و کاربرد اطلاعات مکان مرجع در فرمت های متنوع متنی، گرافیکی و رقومی در مقیاس های متناسب پرداخته و اطلاعات مفید و مورد نیاز را برای مدیریت بهینه منابع و امکانات را فراهم نماید.بطور کلی می توان گفت سیستم اطلاعات جغرافیایی یک سیستم کامپیوتری است که چهار قابلیت اساسی را در رابطه با داده های مکان مرجع فراهم می آورد:
کاربرد های سیستم اطلاعات جغرافیایی
سیستم های اطلاعات جغرافیایی قابلیت استفاده در زمینه های بسیاری ازعلوم و فنون مختلف را دارست ، اما بطور کلی کاربردهای سیستم اطلاعات جغرافیایی به دو طبقه اصلی تقسیم بندی شده است.
در هر یک از این طبقات زیر شاخه های متعدد دیگری وجود دارند که می توان به موارد زیر اشاره نمود.
کاربردهای سیستم اطلاعات جغرافیایی درگرایش شهر و شهرسازی:
1- سیستم اطلاعات جغرافیایی تاسیسات زیربنایی شهری:
2- سیستم اطلاعات جغرافیایی مدیریت شهری:
§ سیستم اطلاعات جغرافیایی ترافیک
-3کاربردهای سیستم اطلاعات جغرافیایی گرایش آب و خاک:
با توجه به این که موضوع بحث در این مقاله کاربرد سیستم های اطلاعات جغرافیایی در شهرسازی است تنها در این باره بحث خواهد گردید و از بقیه کاربرد ها صرفنظر می گردد.
امروز یکی از مسائل عمده شهر های کشور ، نبود مدیریت واحد شهری و فقدان هماهنگی بین سازمان های مختلفی است که در امور مختلف شهروندان نقش دارند و در این ناهماهنگی ها ، شهروندان بیشترین ضرر را متحمل می شوند. بدین منظور باید کلیه اطلاعات مرتبط به شهر ها در یک سیستم اطلاعاتی و در کنار هم مورد استفاده قرار بگیرند تا تصمیم گیری بهتری انجام پذیرد.برای جمع آوری ،ذخیره ، بازیابی و تجزیه وتحلیل اطلاعات با حجم زیاد ، و در یک کلام آسان سازی مدیریت شهری ، تنها راه حل ممکن استفاده از ابزارها و فن آوری روز است و سیستم اطلاعات جغرافیایی یکی از سیستم هایی است که در زمان حاضر از ابزار های مهم مدیریت شهری در کشور های پیشرفته به شمار می رود.اگر تا امروز برنامه ریزی ها و تحلیل ها در سازمان ها و نهاد های مختلف هفته ها و ماه ها طول می کشید ، با این سیستم می توان از دوباره کاری ها کاست و با استفاده از اطلاعات صحیح و به روز ، برنامه ریزی دقیق تری انجام داد.
سیستم های اطلاعات جغرافیایی که در جهت سازمان های شهری و شهرداری ها طراحی می گردند ، غالباً با ساختار یک سیستم اطلاعات ملکی (LIS) طراحی می شوند.
سیستم اطلاعات ملکی (LIS) نوع خاصی از سیستم اطلاعات جغرافیایی بوده و شامل اطلاعات مربوط به مالکیت زمین ها می باشد. پایگاه داده ها در یک سیستم اطلاعات ملکی شامل لایه های مختلفی از داده ها مانند شبکه خیابان ها ، موقعیت و اطلاعات توصیفی مربوط به قطعات ملکی ، شبکه های خدماتی مانند شبکه آب و فاضلاب می باشد.
در فلوچارت زیر ساختار یک سیستم اطلاعات جغرافیایی شهری و همچنین داده های مورد نیاز نشان داده شده است.
| دسته بندی | جغرافیا |
| فرمت فایل | doc |
| حجم فایل | 47 کیلو بایت |
| تعداد صفحات فایل | 38 |
هدف
هدف عمده از تهیه و نگارش این مقاله ارائه خلاصه مطالبی پیرامون میراث ارزشمند قنات و کاریز میباشد که در تمامی زمینههای فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی تأثیر فراوان گذارده و زمینههای رشد و توسعه میهن عزیزمان را در سالها و دورههای گوناگون فراهم نموده است. به استناد مدارک بهدست آمده این میراث از ماقبل تاریخ یار و یاور مردمان ایران باستان و چه بسا مردمان جهان بوده که باعث خودکفایی این مردمان سختکوش و مبتکر گردیده و نیاز اصلی آنها، آب را تأمین نموده است و لازمهی حیات آنها را فراهم نموده است.
فهرست مطالب
چکیده 2
1- مقدمه 3
2- تاریخچه قنات 5
3- قناتهای گناباد 8
3-1- قنات قصبه 8
3-2- قنات زیبد 9
4- سازمان قنات 14
5- بحران آب و مسئله قنات 16
6- نتیجهگیری 17
7- پیشنهاد 19
مراجع 20
چکیده
قنات، آیا تا به حال اندیشیدهاید که تاریخچهی پیدایش قنات به چه دورانی مربوط میشود؟ چگونه به طراحی و اجرا گذارده شده است؟ و سؤالاتی از این قبیل. از این رو در این مقاله سعی شده تا با ارائه مطالبی پیرامون این میراث بسیار ارزشمند ایران باستان که زمینههای رشد و توسعه کشورمان را فراهم آورده یادی از آن به خاطر آوریم و با تکیه بر نتایج معنوی قنات همچون تلاش، پشتکاری، آیندهنگری و از همه فراتر امید ما نیز همانند پیشینیان خود با استفاده از امکانات محدود یا وسیع خود در توسعهی میهنمان و ارائه خدماتی نادر به جهان بکوشیم.
به کانال زیرزمینی حفر شده جهت تأمین آب شیرین برای مصارف کشاورزی، انسانی و دامی که با انتقال آن به سطح زمین قابل استفاده خواهد بود را در ایران و آسیای مرکزی قنات یا کاریز و در کشورهای عربی فقره گویند. قناتها در گذشته از کاربرد وسیعی برخوردار بوده، اما با گذشت زمان و ایجاد لولهکشیها در اکثر مناطق جهان از کاربرد آنها کاسته شده و مردم به استفاده از روشهای جدید مانند آب لولهکشیها گرویدهاند. با این وجود، میتوان از قناتها و دیگر آثار در صنعت گردشگری استفاده نمود که درآمد به سزایی برای هر کشوری پیش رو دارد.
1- مقدمه
کانال زیرزمینی حفر شده توسط انسان که جهت جمعآوری آب شیرین و انتقال آن به سطح زمین برای مصارف کشاورزی، انسانی و دامی ایجاد شده است را در ایران و آسیای میانه قنات یا کاریز و در کشورهای عربی فقره میگویند. کاریز کلمهای پارسی و قنات کلمه پارسی معرب شده است. قنات را در لغت عدهای به معنای نیزه و جمع آن، قنوات، قنیات و قنی ترجمه کردهاند که بعدها، به معنای کانال و مجرای آن و معادل کاریز به کار رفته است؛ عدهای نیز آن را از کلمه پهلوی کانیکه برگرفته از کانال و فعل کن و کندن میدانند که به زبان عربی رفته و معرب شده است. این کلمه در زبان آکدی و آشوری به شکل قانو، در عبری به صورت قنا و قانو و در لاتین، به صورت کانال دیده میشود و در زبان پهلوی نیز به شکل کهس به کار رفته است و معادل فارسی امروزی آن، کلمه کاریز و کهریز است.
بسیاری از فلاسفه و جغرافینویسان اروپایی باستان از 2600 سال قبل تاکنون تا مورخین مسلمان و سیاحان یکصد سال اخیر به کاریز و قنات در ایران اشاره کردهاند. اسامی برخی از آنها به شرح زیر میباشد:
تالس ملیتیThales Melitus (546-640 قبل از میلاد)، آناکسی ماندرAnaximender (546-640 قبل از میلاد)، فیثاغورس Pythagoras (509-608 قبل از میلاد)، کوسماس ایندیکوپلیوس (500-535 قبل از میلاد)، هکاتوسHecataus (500 قبل از میلاد)، نیارکوس دریاسالار یونانی ( 242-325 قبل از میلاد) که سواحل مکران و هرمز تا رود فرات را مورد بازدید قرار داده است، هردوتHerodotus (420-486 قبل از میلاد)،Ptolemy Quintus Claudius معروف به بطلیموس (270-330 قبل از میلاد) ریاضیدان و ستارهشناس قرن دوم قبل از میلاد در کتاب جغرافیای جهان که دارای 27 نقشه بوده است، کتزیاس (380-445 قبل از میلاد)، گزنفن (352-430)، ایراتوستین Eratosthenes (187-276 قبل از میلاد)، استرابون پدر جغرافیا (قرن اول میلادی)، گوئینوس کورتوس روفوس Curticus Rufus تاریخنویس رومی قرن اول میلادی در شرح حال زندگی اسکندر، آریانوس Flavius Arrianus تاریخنگار یونانی سده دوم میلادی در کتاب آنابازیس، نویسنده و مورخ رومی پومپونیوس ملا 43 میلادی، دیسئارکوس (285-325 قبل از میلاد)، هیپارکوس جغرافینگار سده دوم قبل از میلاد، آریان (98-171 میلادی)، عیسوب اوسیوس (263-340 میلادی) که به پدر تاریخ عیسوی معروف است، آگاتانژ (330-226) تاریخنگار ارمنی، موسی خورن مورخ سده 5 میلادی در کتاب مارکوارت یا ایرانشهر و کراتس مالوسی دانشمند سده دوم قبل از میلاد، پلیبیوس (جغرافیانویس یونانی قرن دوم قبل از میلاد)، پوزیدوینوس جغرافیانگار سوری (15-135 قبل از میلاد)، واسکودوگاما، مارکوپلو، اچ .بی وگانH.B.Vgan ، سی.ای.بیدولف C.E.Biddulph، پیتر دو لاوابه ایتالیایی، سرتوماس هربرت انگلیس، کارستن نیبور، گامب فر، هئیت اوزلی، سر کربنز، لیو الکساندر، بی.توماسB.Thomas ، فیلبیH.ST.Philby ، آلفونس گابریل در کتاب عبور از صحاری ایران Duerch Persiens Wuesten، ژ.آ.اولیویه، دوپره، کوست و فلاندین همگی در کتب و یادداشتهای سفر خود به قناتهای ایران اشاره کردهاند.
از میان مورخین مسلمان نیز میتوان به ابن خردادبه خراسانی (211-300 قمری)، ابن فقیه همدانی (279 قمری)، استخری (340 قمری)، مسعودی، ابن مطهر مقدسی (355 قمری)، بیرونی، ابن حوقل (367 قمری)، مقدسی (375 قمری)، ناصر خسرو (وفات 448 قمری)، ابوعبدالله محمود قزوینی (682 قمری)، شرفالزمان طاهر مروزی (514 قمری)، شمسالدین دمشقی (727 قمری)، مستوفی قزوینی (740 قمری)، قدامه بن جعفر (266 قمری)، ابن یعقوب (232-334 قمری)، ابن فقیه (290 قمری)، ابن رسته (290 قمری)، سهراب سده سوم قمری، شهریار رامهرمزی (342 قمری)، ابن بلخی (500 قمری)، ابن ادریس (548 قمری)، بکران خراسانی، یاقوت حموی (623 قمری)، قزوینی (674 قمری)، ابوالفداء (721 قمری)، النوبری (733 قمری)، عطاملک جوینی در عهد مغولان حاجی خلیفه (چلبی) مورخ ترک (1067 قمری)، محمد ابراهیم کازرونی، رضا قلی خان هدایت، اعتمادالسلطنه، لسانالملک و جرجی زیدان همگی در کتب و یادداشتهای سفر خود به قناتهای ایران اشاره نمودهاند که نشانگر اهمیت قناتها در تمام ادوار گذشته تمدن بشر میباشد.
بسیاری از پژوهشگران تاریخ حفر قنات را به دوره هخامنشی نسبت میدهند. علت این است که از دوره ماقبل هخامنشی سنگنبشتههای اندکی باقی مانده و چون سند مکتوب از ماقبل این دوره وجود ندارد این دوره را به غلط دوره ماقبل تاریخ میدانند، در حالی که علم باستانشناسی، مردمشناسی و زبانشناسی رازهای نهفته زیادی را از دوران ماقبل تاریخ برای انسان آشکار نموده است.
میدانیم که تاریخ مدنیت و تاریخ شفاهی در ایران بسیار دیرینهتر از دوره هخامنشی است و اصولاً یافتههای باستانشناسی در شرق چین و آسیای مرکزی و شرق ایران ثابت میکند که مدنیت در شرق ایران و داستانهای ایران و توران به دورانی بیشتر از 5 هزار سال قبل مربوط میشود. یافتههای باستانشناسی شهر سوخته و جیرفت و آثار بهدست آمده از تمدن هلیل رود و آثار تمدن شهرنشینی هفت هزار ساله در غرب ایران (مادها) این فرضیه را اثبات میکند، در حالی که سنگنبشتهها و تاریخ مدون ایران تنها 2500 سال اخیر را آن هم به طور ناقص پوشش میدهد.
در دهههای اخیر بسیاری از فرضیههای تاریخی در مورد عمر بشر و مهاجرت اقوام به یمن و پیشرفت علوم دیگر از جمله زیستشناسی، باستانشناسی و انسانشناسی به کلی دگرگون شده است. تا اواسط قرن هفدهم تصور بر آن بود که از عمر کره زمین فقط 6 هزار سال میگذرد، حال آن که امروزه مشخص شده است که تنها از عمر انسان امروزی یک میلیون و هشتصد هزار سال میگذرد و با کشف ابزارهای سنگی و فلزی جدید محاسبات قبلی در مورد عصر سنگ و آهن نیز هزاران سال به عقب برده شده است. بعلاوه این که در چندین نقطه در خود ایران اسکلتهایی پیدا شده است که فرضیه مهاجرت اقوام آریایی به ایران را هزاران سال به عقبتر میبرد و اثبات میکند که آریاییها هزاران سال قبل از فلات ایران به سوی شمال مهاجرت و در حدود 3 تا 4 هزار سال قبل مجدداً به علت سردی و یخبندان طولانی به فلات ایران مهاجرت نمودهاند. ایران در طول 10000 سال گذشته مهمترین مرکز تبادل و آمیختگی اقوام و فرهنگهای متعدد بوده است و علی رغم این که ایران در طول تاریخ با نامهایی از قبیل کشور یم، جم، جمشید، بلاد عجم، بلاد کسری، بلاد اکاسره، پارس، پرس، فرس، پرز، اسپارستیس، ایرانا، آریان، آریترا، ملک فریدون، پرسیچ و… نامیده شده و محل سکونت دهها قوم و زبان مختلف است، با این وجود از نظر انسانشناسان ایران تنها متشکل از سه نژاد میباشد. ابزارهای کشف شده در شرق، غرب و جنوب ایران نمایانگر آن است که در فلات ایران تمدنهای گم شده متعدد چندین هزار ساله وجود دارد که بخشی از این تمدن در منطقه جنوب خراسان مدفون میباشد.
2- تاریخچه قنات
پژوهشگران به اتفاق معتقدند که بهرهبرداری از قنات ابتدا در ایران صورت گرفته و در دوره هخامنشی توسط ایرانیان به عمان، یمن و آفریقا نیز راه یافت، سپس مسلمانان آن را به اسپانیا بردند. مهمترین و قدیمیترین کاریزها در ایران، افغانستان و تاجیکستان وجود دارد. در حال حاضر در 34 کشور جهان قنات وجود دارد ولی قناتهای فعال موجود در ایران چند برابر بیشتر از مجموع قناتها در سایر کشورهای جهان است. مهمترین قناتهای ایران در استانهای کویری خراسان، یزد، کرمان، مرکزی و فارس وجود دارد.
قنات یا کاریز یکی از شگفتانگیزترین کارهای دستهجمعی تاریخ بشری است که برای رفع یکی از نیازهای مهم و حیاتی جوامع انسانی، یعنی آبرسانی به مناطق کم آب و تأمین آب شرب انسان، حیوان و زراعت و با کار گروهی و مدیریت و برنامهریزی به وجود آمده است. این پدیده شگفتانگیز آبرسانی از دیرباز و از عصر آهن به عنوان یکی از منابع تأمین آب شرب و کشاورزی در مناطقی که با خطرات خشکسالی در فلات ایران روبرو بودهاند، نقش کلیدی و مؤثری در نظام اقتصادی و حیات اجتماعی کشور داشته و موجب شکوفایی اقتصاد کشاورزی و ایجاد کار و فعالیتهای متعدد شهری و روستایی و باعث آرامش مردم بوده است. به گواه تاریخ و کشفیات باستانشناسی این فنآوری مهم از ابتکارات ویژه ایرانیان بوده و به تدریج به سایر مناطق جهان از جمله، منطقه غربی، شمال آفریقا، چین و حتی به بخشهایی از آمریکای جنوبی چون شیلی راه یافته است.
تاریخ قنات در ایران به طور مشخص، به دوره ایران باستان و ماقبل کتابت و به عصر آهن باز میگردد. تمدن 5 هزار ساله شهر سوخته و تمدن هکمتانه و وجود قنات در این شهر دلیل روشنی بر ساخت قنات در دوره ماقبل هخامنشی است. یکی از قدیمیترین اسناد مکتوب شناخته شده که در آن به قنات اشاره شده، شرح هشتمین نبرد سارگون دوم (پادشاه آشور است که سالهای 705 تا 722 قبل از میلاد میزیسته است) علیه امپراتوری اوراتور در سال 714 قبل از میلاد مسیح است (محقق فرانسوی گوبلو به کمک یک لوح بزرگ مسی به خط میخی که به زبان آکادی نوشته شده از آن مطلع شده است. این لوح، اکنون در موزه لوور پاریس موجود میباشد). سارگون از کوههای زاگرس میگذرد و به ناحیهای واقع در اطراف شهر اوهلو (مرند کنونی) در حدود 60 کیلومتری شمال غرب تبریز در شمال دریاچه ارومیه میرسد. او متوجه میشود که در این ناحیه رود وجود ندارد. با این وجود ناحیهای است که با آبیاری سبز و خرم شده، اما او از این امر تعجب نمیکند برای این که او در دشتهایی فرمانروایی کرده که چنین تکنیکها یا سیستمهایی از حداقل دو هزار سال پیش در آنها معمول بوده است، اما آنچه که او را شگفتزده میکند، بیاطلاعی از منشأ این آبها بوده است. به طور قطع، سارگون موفق شد که قنات را ببیند. اما این قناتها را چه کسانی ساختهاند؟ و چه کسی این تکنیک را به منطقه آورده است ؟
به استناد کتیبه سارگون، اورسای اول پادشاه هم عصر او بوده که اولین قنات را احداث کرده است. بنابراین فرمانروای آشو، رواج این تکنیک را که به گفته او پدیدهای تازه بوده است، به اهالی اوراتو نسبت میدهد. از طرف دیگر در ناحیه دریاچه وان (که در آن زمان جزو خاک ایران بوده) ناظری در آغاز قرن هشتم قبل از میلاد، به وجود 21 رشته قنات اشاره کرده است. در کتابی تحت عنوان «ارمنستان در گذشته و حال» نوشته لهمان مورخ 1925، آمده است که ابداع قنات به اوراتورها تعلق دارد و میدانیم که اهالی اوراتور، اعقاب جدا نشدنی ارمنیها هستند.
برابر مطالب اوستایی و مطابق شاهنامه فردوسی هوشنگ مخترع قنات بوده است و جم یا جمشید مخترع لباس، تبر، شمشیر، بیل و ادوات کشاورزی است. میدانیم داستانهای شفاهی تا دوره زرتشت و فردوسی در میان مردم رواج داشته است و این داستانهای شفاهی ریشه 7 تا ده هزار ساله دارد.